دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
یاس های خستگی انتظارم را بردامن پرمهرت می ریزم تا بدانی هنوز بوی تو را را فراموش نکرده ایم... اگر چه روزها بر حاشیه زندگی, خط گذر زمان انداخته اند, اما طراوت و شادابی بهار بر گلستان هستی جهان هنوز پابرجاست... بیا تا ما بگوییم او را که در انتظارش گذشتگان ما عمر را سپری کردند و یادش را به یاد ما سپردند تا به انتظار دیدارش منتظر بمانیم, همین است و غم پنهانی قلبها زبان عقده باز کند از قصه ی دیرین انتظار.... عدالت زفقدان تو جان سپرد... بیا تا دهم جان خود رو نما...
ادامه مطلب
لینک نوشته
| نوشته شده در ساعت
11:26 توسط : ساحل آرامش


به نام مهربانترین مهربانان





